سرخسلغتنامه دهخداسرخس . [ س َ رَ ] (اِ) نام دارویی است که آن را گیل دارو گویند و آن چوبکی باشد سیاه رنگ ، بر کنار دریای خزر که دریای گیلان باشد یابند و آن دو قسم است : نر و ماده
سرخسلغتنامه دهخداسرخس . [ س َ رَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای 5000 تن سکنه است . آب آن از قنات و رودخانه . محصول آن غلات و بنشن است . از ادارات دولتی بخشدار
سرخسلغتنامه دهخداسرخس . [ س َ رَ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان مشهد است که در خاور شهرستان و کنار مرز ایران و شوروی واقع است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). شهری است [ به
سرخسفرهنگ انتشارات معین(سَ رَ) (اِ.) گیاهی است از ردة نهان - زادان آوندی که سردستة گروهی از آن ها به نام گروه سرخس ها می باشد. این گیاه دارای ساقه های زیرزمینی است که از فواصل مختلف
سرخسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با برگهای درشت و بریدگی بسیار و ساقۀ زیرزمینی که بیش از ۶۰۰۰ نوع از آن وجود دارد و برخی از انواع آن تزئینی است.
سرخس سرالغتنامه دهخداسرخس سرا. [ س ُ رَ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مشهدریزه ٔ میان ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد. هوای آن معتدل . دارای 106 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه . محص
سرخس باتلاقیThelypterisواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از سرخسباتلاقیان با 875 گونه که بسیاری از آنها شبیه به هم هستند و در سرتاسر جهان یافت میشوند؛ اغلب گیاهان این سرده به استثنای تعداد کمی که بر روی صخره
سرخس عقابیPteridiumواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از سرخسعقابیان درشت و خشن که در سراسر جهان بهجز نواحی بیابانی یافت میشوند؛ پراکندگی این سرخسها احتمالاً از سرخسهای دیگر گستردهتر است