۱.بیحرکت.
۲. بیصدا؛ آرمیده؛ آرام.
۳. باشنده و جایگرفته در خانه یا مقامی.
۴. (ادبی) ویژگی حرف غیرمتحرک.
باشنده
۱. اهل، باشنده، سکنه، ماندگار، متوطن، مستقر، مقیم
۲. آرام، آرمیده، بیجنبش، بیحرکت، راکد
۳. غیرمتحرک
۴. ثابت
۵. مجزوم
denizen, dweller, passive, immobile, immovable, inactive, resident, still, motionless, occupant, occupier, placid, quiescent, quiet, settler, static, tranquil