روشناییلغتنامه دهخداروشنایی . [ رَ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش وفس شهرستان اراک . سکنه ٔ آن 265 تن و محصول آنجا غلات و انگور. آب آن از قنات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
روشناییلغتنامه دهخداروشنایی . [ رَ ش َ ] (اِخ ) نام شخصی که در افغان ملحد پیدا شده بود و مسلمانان بضدآنرا پیر تاریکی گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
روشنایی بخشیدنلغتنامه دهخداروشنایی بخشیدن . [ رَ / رُو ش َ ب َ دَ ] (مص مرکب ) روشنایی دادن . نور دادن . روشنی دادن . نور بخشیدن . رجوع به روشنایی دادن و روشنایی بخش شود.
روشنایی دادنلغتنامه دهخداروشنایی دادن . [ رَ / رُو ش َ دَ ] (مص مرکب ) نور بخشیدن . روشنی دادن . نور دادن : چنانستم امید کز روزگاربه ما روشنایی دهد کردگار. فردوسی .خاکپایت دیده ها را رو