رضی آبادلغتنامه دهخدارضی آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان ساوه . سکنه ٔ آن 334 تن . آب آن از قنات است و محصول عمده ٔ آنجا غلات و چغندرقند و سیب زمینی و صیفی
رضی آبادلغتنامه دهخدارضی آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . سکنه ٔ آن 208 تن . آب آن از قنات و رودخانه ٔ کرج . محصول عمده ٔ آنجا غلات و چغندرقند و صیفی . ر
رضی آبادلغتنامه دهخدارضی آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین . سکنه ٔ آن 228 تن . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آنجا غلات و چغندرقند است . (از فرهنگ جغرا
رضی آبادلغتنامه دهخدارضی آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران . سکنه ٔ آن 203 تن . محصول عمده ٔآنجا غلات و صیفی و چغندرقند. راه آن ماشین رو است . آب آن ا
رضی آبادلغتنامه دهخدارضی آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل . سکنه ٔ آن 282 تن . آب آن از چاه . محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب .راه آن شوسه است . (از
رضیلغتنامه دهخدارضی . [ رَ ] (اِخ ) سیدرضی . محمدبن ابی احمد حسین طاهربن موسی بن محمدبن موسی بن ابراهیم مجاب بن امام موسی بن جعفر صادق (ع )، مکنی به ابوالحسن و ملقب به رضی و مع
رضیلغتنامه دهخدارضی . [ رِضا ] (اِخ ) لقب علی بن موسی بن جعفربن ... علی بن ابیطالب . (منتهی الارب ). رجوع به رضا و علی (ابن موسی ....) شود.
رضی ًلغتنامه دهخدارضی ً. [ رِ ضَن ْ ] (ع مص ) خشنود شدن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 52) (از اقرب الموارد). خشنود گردیدن .- رَضی َ اﷲ عنه (
مزیدیلغتنامه دهخدامزیدی . [ م َزْ ی َ ](اِخ ) شیخ رضی الدین ابوالحسن علی بن الشیخ سعید جمال الدین احمدبن یحیی المزیدی الحلی ملقب به ملک الادباءفقیهی فاضل بود. ذکر او دائماً در اج
طفلغتنامه دهخداطف . [ طَف ف ](اِخ ) موضعی است نزدیک کوفه و هر زمین عرب که مشرف بر زمین آبادان عراق است و منه حدیث مقتل الحسین رضی اﷲ عنه انه یُقتل بالطف و هو موضع بکربلاء سمی
نمینلغتنامه دهخدانمین .[ ن َ ] (اِخ ) یکی از بخش های چهارگانه ٔ شهرستان اردبیل است و در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع شده و محدود است از شمال به روسیه و از مشرق به گردنه ٔ ح
ابوعلیلغتنامه دهخداابوعلی . [ اَ ع َ ] (اِخ ) حسن بن محمدبن دقاق نیشابوری معروف به ابوعلی دقاق . صاحب تذکرةالاولیاء گوید: او امام وقت بود و شیخ عهد و در احادیث و تفسیر و بیان و تق
خیاولغتنامه دهخداخیاو. (اِخ ) شهرستان خیاو در قدیم مشکین شهر ولی مجدداً خیاو نامیده میشود یکی از شهرستانهای استان سوم کشور است و مشخصات آن بشرح زیر می باشد:حدود: از طرف شمال به