رشمهلغتنامه دهخدارشمه . [ رَ م َ / م ِ ] (اِ) افساری است خاص که از طلا ونقره سازند و بر اسبان خاصه در وقت سواری بندند، و بعضی گویند رشمه ریسمان آن زنجیر است . (لغت محلی شوشتر، ن
رشمهلغتنامه دهخدارشمه . [ رَ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ریکان بخش گرمسار شهرستان دماوند. سکنه 300 تن . آب آن از حبله رود. محصولات عمده غلات و بنشن . صنایع دستی قالیچه و گلیم و ج
validateدیکشنری انگلیسی به فارسیتایید اعتبار، معتبر ساختن، قانونی کردن، قانونی شناختن، تنفیذ کردن، نافذ شمردن