دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ دِ ی ُ ] (اِخ ) مشهور به کهین (حدود 395 ق . م . تا بعد از 340 ق . م .) جبار سیراکوز پسر و جانشین دیونوسیوس مهین . مردی نازپرورده و از آیین جنگ و م
دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ ی ُ ](اِخ ) (حدود 430-367 ق . م .) مشهور به مهین ، جبار سیراکوز و از خاندان پستی بود. وارد سیاست شد و به حمایت از طبقات فقیر برخاست و بقدرت رسید.
دیونوسیوسلغتنامه دهخدادیونوسیوس . [ی ُ ] (اِخ ) آریوپاگوسی قدیس . (در قرن اول میلادی ) از اعضای محکمه ٔ آریوپاگوس که بوسیله ٔ پولس حواری به مسیحیت گروید. از شهدای مسیحی و نخستین اسقف
دیونوسیوس هالیکارناسیلغتنامه دهخدادیونوسیوس هالیکارناسی . [ ی ُ س ِ ] (اِخ ) نقاد و عالم معانی و بیان و مورخ یونانی (اواخر قرن اول ق . م .) در رم تدریس میکرد. و یکی از مشاهیر نقادان باستانی بود.
دیونوسوسلغتنامه دهخدادیونوسوس . (اِخ ) دیونوسیوس . روفس را کتابی بوده است بنام کتاب علة دیونوس . ابن الندیم میگوید و هوالقیح . (یادداشت مؤلف ): ثم سار [ افلاطون ] الی سیفیلد فجرت ل
دیونیسیوسلغتنامه دهخدادیونیسیوس . [ ی ُ ] (اِخ ) دیونوسیوس . رجوع به دیونوسیوس و قاموس کتاب مقدس و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2109 و 204 و 2458 شود.
دیونوسیالغتنامه دهخدادیونوسیا. [ ی ُ ] (اِ) در دین یونانی نام هریک از جشنهائی که به افتخار دیونوس برپا میشد و بالاخص دیونوسیای آتیک که با رشد درام یونانی مرتبط بوده است . دیونوسیای
ذیونوسیوسلغتنامه دهخداذیونوسیوس . (اِخ ) اول . دشخدا و طاغیه ٔ سرقوسه . (سوراقوسا) (از 405 تا 367 ق .م .) وی سائسی ماهر و ادب دوست بود و قرطاجنیان را او از صقلیه براند. لیکن سؤظنی ب
دیونوسیوس هالیکارناسیلغتنامه دهخدادیونوسیوس هالیکارناسی . [ ی ُ س ِ ] (اِخ ) نقاد و عالم معانی و بیان و مورخ یونانی (اواخر قرن اول ق . م .) در رم تدریس میکرد. و یکی از مشاهیر نقادان باستانی بود.
دیونوسوسلغتنامه دهخدادیونوسوس . (اِخ ) دیونوسیوس . روفس را کتابی بوده است بنام کتاب علة دیونوس . ابن الندیم میگوید و هوالقیح . (یادداشت مؤلف ): ثم سار [ افلاطون ] الی سیفیلد فجرت ل
دیونیسیوسلغتنامه دهخدادیونیسیوس . [ ی ُ ] (اِخ ) دیونوسیوس . رجوع به دیونوسیوس و قاموس کتاب مقدس و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2109 و 204 و 2458 شود.
دیون سیراکوزیلغتنامه دهخدادیون سیراکوزی . [ ی ُن ِ ] (اِخ ) (495؟ - 354؟ ق .م .) از رجال سیاسی یونان (سیسیل ) از شاگردان افلاطون بود. با حکومت جابرانه مخالفت ورزید و کوشید که حکومتی معتد
ذیونلغتنامه دهخداذیون . (اِخ ) جبار و دشخدای سوراقوسیا. تلمیذ افلاطون . وی پس از راندن برادرزاده ٔ خویش ذیونوسیوس جوان از سورا قوسیا بجای وی زمام حکومت آنجا بدست گرفت (از 357 -