۱. بزرگی، در حجم.
۲. زبری؛ ناهمواری.
۳. [قدیمی، مجاز] تندخویی: ◻︎ درشتی کند با غریبان کسی / که نابوده باشد به غربت بسی (سعدی: ۱۲۵).
۱. پرخاش، جور، خشونت، ستم، عنف
۲. تشدد، شدت، صلابت
۳. زمختی، ضخامت، کلفتی
۴. ناهمواری ≠ نرمی، همواری
acerbity, asperity, cut, rough-and-tumble