دارالحکومهلغتنامه دهخدادارالحکومه . [ رُل ْ ح ُ م َ ] (ع اِ مرکب ) سرای حاکم . || محل حکومت کردن . رجوع به دارالجلال و دارالخلافه شود.
دارالحکیملغتنامه دهخدادارالحکیم . [ رُل ْ ح َ ] (اِخ ) محله ای است در کوفه منسوب به حکیم بن سعدبن ورالبکائی از خاندان بنی بکاء. (معجم البلدان ).
توریدلغتنامه دهخداتورید. [ ت ُ ] (اِخ ) دارالحکومه ٔ قدیم روس که شامل کریمه و چند کشور مجاور آن بوده است . (از لاروس ). شبه جزیره ای است در شمال دریای سیاه و جنوب روسیه که امروز
اوپچهلغتنامه دهخدااوپچه . [ اَ چ َ / چ ِ ] (اِ) افسر دارالحکومة. (آنندراج ). یک قسم صاحب منصبی در دیوانخانه . (ناظم الاطباء).- اوپچه خانه ؛ حراست گاه و پاسبانخانه و بمعنی طلایه