25 فرهنگ

2620 مدخل


مغرور

maqrur

کسی که به‌ باطل طمع ببندد؛ فریب‌خورده؛ فریفته.

خودپسند، گرانسر، خودخواه، خودبین

پرادعا، پرمدعا، خودبین، خودپرست، خودپسند، خودخواه، خودستا، غره، فریفته، گرانسر، گردنفراز، متبختر، متفرعن، متکبر، مدمغ، مستکبر ≠ افتاده، فروتن

bumptious, cavalier, chesty, conceited, disdainful, egotist, haughty, hoity-toity, lordly, overweening, prideful, proud, rodomontade, swellheaded, vain, vainglorious