جحافلغتنامه دهخداجحاف . [ ج َح ْ حا ] (اِخ ) لطف اﷲبن احمدبن لطف اﷲبن احمد. از مورخان و ادیبان یمن بود. وی بسال 1189 هَ . ق . بدنیا آمد و بسال 1243 هَ . ق . در صنعاء درگذشت . او
جحافلغتنامه دهخداجحاف . [ ج َح ْ حا ] (اِخ ) محله ای است به نیشابور. (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ) (مرآت البلدان ).
جحافلغتنامه دهخداجحاف . [ ج َح ْ حا ] (اِخ )یحیی بن ابراهیم بن علی الحبوری الحسی . وی شاعر و نویسنده و از مردم حبور [ در یمن ] بود. در سال 1117 هَ. ق . درگذشت . دیوان اشعار او ر
جحافلغتنامه دهخداجحاف . [ ج ِ ] (ع مص ) زحمت دادن کسی را. || کارزار کردن . (از اقرب الموارد) || انبوهی نمودن . || نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). ||
جحافلغتنامه دهخداجحاف . [ ج ُ ] (اِخ ) جبل جحاف ؛ کوهی است به یمن . (منتهی الارب ). و رجوع به معجم البلدان و مراصد الاطلاع شود.
جحافللغتنامه دهخداجحافل . [ ج َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ جحفل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج ِ جحفلة. (منتهی الارب ).
جحافیلغتنامه دهخداجحافی . [ ج َح ْ حا ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن محمدبن ابی الوزیر التاجر، مکنی به ابوعبدالرحمان . از ابوحاتم رازی حدیث شنید و ابوعبداﷲ الحاکم از او حدیث استماع کرد.
جحافیلغتنامه دهخداجحافی . [ ج َح ْ حا ] (ص نسبی ) منسوب است به جحاف که محله ای است به نیشابور. (از الانساب سمعانی ).
جحافیلغتنامه دهخداجحافی . [ ج َح ْ حا ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن محمدبن ابی الوزیر التاجر، مکنی به ابوعبدالرحمان . از ابوحاتم رازی حدیث شنید و ابوعبداﷲ الحاکم از او حدیث استماع کرد.
جحافیلغتنامه دهخداجحافی . [ ج َح ْ حا ] (ص نسبی ) منسوب است به جحاف که محله ای است به نیشابور. (از الانساب سمعانی ).
جحافللغتنامه دهخداجحافل . [ ج َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ جحفل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ج ِ جحفلة. (منتهی الارب ).
عام الجحافلغتنامه دهخداعام الجحاف . [ مُل ْ ج ُ ] (اِخ ) سال هشتادم هجری بود که سیلی برخاست و خانه های مکه و رکن را فراگرفت . (کامل ابن اثیر ج 4 ص 219).