26 فرهنگ

184 مدخل


تیزهوش

tizhuš

باهوش؛ زرنگ؛ زیرک؛ هوشیار: ◻︎ تبسم‌کنان گفتش ای تیزهوش / اصم به که گفتارباطل‌نیوش (سعدی۱: ۱۳۰).

تندهوش، تیزرای، زیرک، سریعالانتقال، عاقل، متفطن، متیقظ، هوشمند، هوشیار ≠ کندهوش

acute, apt, bright, brilliant, intelligent, keen, nimble, perceptive, percipient, quick, quick-witted, sharp, sharp-witted