تکبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. افاده، برتنی، تبختر، تفرعن، خودبزرگبینی، خودبینی، خودپرستی، خودپسندی، خودخواهی، صلف، غرور، فیس، کبر، گردنکشی، لاف، نازش، نخوت ≠ فروتنی ۲. افاده کردن، کبر ورز
تکبردیکشنری فارسی به انگلیسیarrogance, conceit, hauteur, loftiness, pride, snootiness, superciliousness, vanity
منیلغتنامه دهخدامنی . [ م َ] (حامص ) در فارسی تکبر و خودبینی . مرکب از «من » و «یاء» مصدری . (غیاث ) (آنندراج ). تکبر و غرور و فخریه و لاف زنی و خودپرستی و خودبینی و ستایش از خ
باد در سرلغتنامه دهخداباد در سر. [ دَرْ س َ ] (اِ مرکب ) غرور و تکبر و خودبینی . || اندیشه ٔ فاسد. (ناظم الاطباء).
مصبعلغتنامه دهخدامصبع. [ م َ ب َ ] (ع اِمص ) تکبر. (منتهی الارب ). مصبعة. تکبر و خودبینی . (ناظم الاطباء). صبع. (منتهی الارب ).
مصبعةلغتنامه دهخدامصبعة. [ م َ ب َ ع َ ] (ع اِمص ) مصبع. تکبر و خودبینی . (ناظم الاطباء). رجوع به مصبع و تکبر شود.