25 فرهنگ

1548 مدخل


توقف

tavaqqof

۱. بازایستادن؛ درنگ‌ کردن.
۲. ثابت ماندن.
۳. اقامت.
۴. [مجاز] رکود؛ وقفه.

ایست، درنگ

۱. ایست، بند، درنگ، لنگ، مکث، وقفه ≠ پویایی
۲. اطراق ≠ کوچ
۳. اقامت کردن، ماندن ≠ عزیمت کردن
۴. توقف کردن، درنگ کردن ≠ حرکت کردن، شتافتن
۵. ایستایی، رکود، سکون، فترت ≠ تحرک

halt, stall, stand, standstill, stop, stoppage