تفزیعلغتنامه دهخداتفزیع. [ ت َ ] (ع مص ) ترسانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بی ب
تفظیعفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) فظیع گردانیدن ، زشت و سخت کردن . 2 - به زشتی نسبت دادن . 3 - (اِمص .) زشتی ، شناعت ؛ ج . تفظیعات .
توزیعفرهنگ مترادف و متضاد۱. پخش، پراکنش، ۲. پراکندن، پخش کردن، پراکنده ساختن ۳. بخش، تسهیم، تقسیم، قسمت
توزیعدیکشنری فارسی به انگلیسیallotment, delivery, dispensation, dispersal, distribution, division, issue
تذئیبلغتنامه دهخداتذئیب . [ ت َ ] (ع مص ) گیسو ساختن برای غلام . (منتهی الارب ). گیسو ساختن برای کودک . (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد). || ذِئْبَة ساختن برای پالان . (منت