تفاعلفرهنگ انتشارات معین(تَ عُ) [ ع . ] 1 - (مص .) اظهار آن چه در باطن نیست . 2 - (اِ.) در صرف عربی یکی از باب های ثلاثی مزیدفیه .
تفاعلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. در صرف عربی، از ابواب ثلاثی مزیدٌفیه که مصدرهای این باب بیشتر بر اشتراک و همکاری، تفاهم و تعاون، یا اظهار امری برخلاف واقع دلالت دارد، مانندِ تجاهل، تمارض.۲.
تفاعللغتنامه دهخداتفاعل . [ ت َ ع ُ ] (ع اِ) یکی از ده باب ثلاثی مزیدفیه . این باب بمعانی زیر آید. مشارکت . مطاوعة فاعَلَه اظهار آنچه در باطن نیست مانند تمارض . وقوع تدریجی فعل ب
تفأل زدنلغتنامه دهخداتفأل زدن . [ ت َ ف َءْ ءُ زَ دَ ] (مص مرکب ) فال گرفتن . (ناظم الاطباء). شگون خوب زدن . فال نیک زدن .
تفأللغتنامه دهخداتفأل . [ ت َ ف َءْ ءُ ] (ع مص ) اختر نیک گرفتن . (زوزنی ). فال گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فال نیک زدن ، خلاف تطیر. (از اقرب الموارد). فال و شگون و
تفألاًلغتنامه دهخداتفألاً. [ ت َ ف َءْ ءُ لَن ْ ] (ع ق ) بطور شگون و بطور فال نیک . (ناظم الاطباء).
تفاللغتنامه دهخداتفال . [ ت ُ ](ع اِ) تُفل . (اقرب الموارد). خدو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بصاق . (اقرب الموارد). || کفک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تفاؤللغتنامه دهخداتفاؤل . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) فال گرفتن بچیزی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). فال نیک گرفتن . (آنندراج ). خلاف تطیر. (از اقرب الموارد). تفاءُل . (منتهی الارب
لَا تُخَافِتْفرهنگ واژگان قرآنپنهان و مخفي نكن (کلمه خفت که مصدر تخافت باب تفاعل آن است ، به معناي کتمان و پنهان کردن چيزي است )
تکاهللغتنامه دهخداتکاهل . [ ت َ هَُ ] (مص ) مصدر تفاعل مصنوع از کاهلی فارسی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خود را کاهل نمودن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).