25 فرهنگ

704 مدخل


تصادم

tasādom

به هم زده شدن؛ به هم کوفته شدن؛ سخت به هم خوردن دو چیز؛ کوفته شدن دو جسم به یکدیگر.

برخورد

۱. برخورد، تصادف
۲. درگیری

beat, bump, collision, hit, impact, percussion, plump, smash, smashup