ترصدفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتظار، چشمداشت ۲. پاس، مراقبت، نگهبانی ۳. کمین ۴. انتظارکشیدن ۵. مراقب بودن
ترصدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. انتظار داشتن.۲. به کسی یا چیزی چشم دوختن و آن را زیر نظر داشتن؛ مراقب بودن.۳. چشمداشت.۴. نگهبانی.
ترصدلغتنامه دهخداترصد. [ ت َ رَص ْ ص ُ ] (ع مص ) چشم داشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ترقب . (
ترصدالغتنامه دهخداترصدا. [ ت َ ص َ / ص ِ ] (ص مرکب ) ترنغمه . کسی که صدا و نغمه ٔ سیراب داشته باشد. (آنندراج ). خوش صدا. کسی که صدای دلنشین و گیرا داشته باشد. خوش لحن : به ترنغمگ