ترددفرهنگ مترادف و متضاد۱. آمدوشد، رفتوآمد، عبورومرور ۲. تذبذب، تردید، دودلی، شبهه، شک ۳. آمیزش، حشر، مراوده
ترددلغتنامه دهخداتردد. [ ت َ رَدْ دُ ] (ع مص ) شد و آمد کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ). آمد و شد کردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (ناظم الاطباء) (ا
تردد افزودهinduced traffic, induced demandواژههای مصوب فرهنگستانمیزان افزودهشده به حجم تردد در پی به وجود آمدن تسهیلات جدید حملونقل
تردد کنارگذریby-passable trafficواژههای مصوب فرهنگستاندر مناطق شهری، تردد در مسیری غیر از مسیر معمول برای پرهیز از تأخیر و توقف و ماندن در راهبندان
تردد کنارگذری محلیlocal by-passable trafficواژههای مصوب فرهنگستانترددی که در آن به جای عبور از مسیر شهری کوتاه و مستقیم، اما دارای ازدحام، از مسیر جایگزین طولانی ولی خلوت استفاده میکنند