تاکسلغتنامه دهخداتاکس . (فرانسوی ، اِ) نرخ و مالیات هر چیزی . این لفظ از زبان فرانسه است و در فارسی مستعمل ولیکن جزء زبان فارسی نشده است . (فرهنگ نظام ). || نرخ مقطوع و معین . |
تعکصلغتنامه دهخداتعکص . [ ت َ ع َک ْ ک ُ ] (ع مص ) زفتی نمودن به چیزی بر کسی : تعکص به علی ؛ زفتی نمود به آن بر من و نداد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تعکسلغتنامه دهخداتعکس . [ ت َ ع َک ْک ُ ] (ع مص ) به رفتار مار رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به رفتار افعی راه رفتن . (از اقرب الموارد).