25 فرهنگ

8663 مدخل


بارز

bārez

۱. نمایان؛ آشکار؛ ظاهر؛ هویدا.
۲. [مجاز] مهم.

پدیدار، آشکار

۱. آشکار، پیدا، روشن، صریح، مشخص، مشهود، واضح ≠ نامعلوم
۲. برجسته، چشمگیر، مبرز، ممتاز
۳. استثنایی، طراز اول، فوقالعاده

blatant, clear, dominant, prominent, tangible