25 فرهنگ

2456 مدخل


انتصاب

'entesāb

۱. منصوب شدن.
۲. برقرار شدن.
۳. به کاری اقدام کردن.
۴. [قدیمی] برپا خاستن.

گماشتگی، گماشتن، گمایش، به کارگمار

۱. برگماری، تعیین، نصب
۲. گماردن، گماشتن ≠ انتخاب

appointment, designation, inauguration, installation, installment, nomination, ordainment