الوارلغتنامه دهخداالوار. [ اَل ْ ] (اِخ ) نام محلی درکنار راه اصفهان به خوانسار میان علی آباد و عسکران در 82800گزی اصفهان . (یادداشت مؤلف ). در فرهنگ جغرافیایی ایران «اَلوَر» آم
الوارلغتنامه دهخداالوار. [ اَل ْ ] (ع ص ، اِ) جمع عربی لفظ لُرکه ایلی است در ایران . (فرهنگ نظام ). در متن اللغة آمده : لور جنسی از اکراد است - انتهی . بنظر میرسد که لر در عربی ب
الوارلغتنامه دهخداالوار. [ اَل ْ ] (اِ) تخته ٔ چوبی مسطح و صاف و دراز و ستبر. (ناظم الاطباء). تخته ٔ ضخیم بلند. تخته ٔ قطور و دراز. چوبهای بریده با ضخامت و ستبر. تخته های بلند و
الوار گرمسیریلغتنامه دهخداالوار گرمسیری . [ اَل ْ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان خرم آباد است . این بخش در جنوب شهرستان مذکور قرار دارد و از شمال بکوه چاه والی ، از جنوب به ایستگ
الوار مازکkeelson timberواژههای مصوب فرهنگستانالواری که برای تقویت بخش میانی شناور، بر روی الوار مازک محکم میشود
پشتبند درگاه سکانhelm port transomواژههای مصوب فرهنگستانالوار یا قطعهای فلزی برای تقویت درگاه سکان
خطکش ترسیمmould loft batten/ mold loft batten, spiling batten, splineواژههای مصوب فرهنگستانالوار یا خطکش فلزی بزرگ و منعطفی که برای ترسیم خطوط طراحی سازه به کار میرود