۱. به هم وصل شدن؛ به هم رسیدن؛ به هم پیوستن.
۲. پیوستگی؛ ارتباط.
پیوستگی، پیوندیدن، پیوستن
التصاق، الحاق، پیوستگی، پیوستن، پیوند، چسبیدگی، رسیدن، وصل ≠ انفصال
conjunction, connection, hitch, interconnection, joint, junction, juncture, linkage, linkup, splice