مقاومت متغیرواژهنامه آزادوَردویسِه، ویسِۀ وَردَندِه. (زبانزدِ دانشی). به چَمِ (معنیِ) ویسِه ای (مقاومتی) که می وَردَد (تغییر می کند).
مقاومت متغیرواژهنامه آزادوَردویسِه، ویسِۀ وَردَندِه. (زبانزدِ دانشی). به چَمِ (معنیِ) ویسِه ای (مقاومتی) که می وَردَد (تغییر می کند).
variable resistorواژهنامه آزادوَردویسِه، ویسِۀ وَردَندِه. به چَمِ (معنیِ) ویسِه ای (مقاومتی) که می وَردَد (تغییر می کند) یا «مقاومتِ متغیر».
equivalent resistorواژهنامه آزادویسۀ هم ارز. (زبانزدِ دانشی). با واژه های تازی، «مقاومتِ معادل» نیز گفته می شود.
تحملواژهنامه آزاداستقامت ، برده باری ، ایستادگی ایستادگی در مقابل درد ، فقر ، کار شاقه ... صبر ، مقاومت
بگیلواژهنامه آزاداصطلاح مرغـبازان و بودنه بازان است. وقـتی پرنده ای در جنگ گریخت دیگر با هـیچ حریفی تاب مقاومت و ایستادگی را ندارد و به اصطلاح رُخ نمیشود. چنین پرنده ای را "بگیل