زاقارتواژهنامه آزادناکارا، به درد نخور، خراب، کهنه؛ صفتى غیر رسمی و محاوره ای است که معمولاً براى وسایل نقلیه یا سایر ماشین هاى مکانیکى و برقى به کار مى رود. مى توان آن را معادل «
زاقواژهنامه آزادزاق یا زاغ به فردی که چشمان رنگی سبز یا آبی داشته باشد اطلاق میشود. هم چنین به آلبالو ی ترش و نارس.
رائعواژهنامه آزادرائِع(عربی) زیبا و شگفت آور(مونث آن:رائعة) ------------------- تابان , مشعشع , زیرک , بااستعداد , برلیان , الماس درخشان , زیبا , با سلیقه , پربراز , برازنده , ا
سلطان شهرواژهنامه آزادسلطان شهر نام شهری است در شهرستان خرامه از استان فارس. این شهر درسال 1389 مرکز بخش کربال شده است. با توجه به اینکه رودخانۀ کر از کنار سلطان شهر می گذرد، کشت و ز
زاقارتواژهنامه آزادناکارا، به درد نخور، خراب، کهنه؛ صفتى غیر رسمی و محاوره ای است که معمولاً براى وسایل نقلیه یا سایر ماشین هاى مکانیکى و برقى به کار مى رود. مى توان آن را معادل «
زاقواژهنامه آزادزاق یا زاغ به فردی که چشمان رنگی سبز یا آبی داشته باشد اطلاق میشود. هم چنین به آلبالو ی ترش و نارس.