مخاطواژهنامه آزادمادۀ لزج و چسبناکی که حفره های داخلی بعضی اندام های بدن را می پوشاند. || مخاط دهان و بینی:ماده چسبناکی که آلودگی های هوا را جذب و مانع ورود میکروب ها به بدن می
شوودونواژهنامه آزادشَوُوْدُون در گویش دزفولى به همان سردآب گفته میشود که لفظاً همان شبستان میباشد منتهى آن را بسیار عمیق حفر میکنند تا از گرماى تابستان موقع استراحت به آن پناه ببر
دولواژهنامه آزادبیوه - زنی که از شوهرش به دلیل طلاق یا فوت شوهرش جدا شده باشد. دُوْل:(dowl) در گویش گنابادی یعنی سطل چرمی که از آن برای برداشتن آب از چاه یا خاک در هنگام حفر چ