تردالواژهنامه آزادبه معنای رازدار. به معنای درخت شاداب. تردال از ترکیب دو کلمه تر.و دال تشکیل شده است که کلمه تر به معنی خیس و مخالف خشک است. و.کلمه دال به معنی نوک پستان است
شورگشتواژهنامه آزاددر گذشته مكاني بوده كه محل تردد شير ها و بنام شيرگشت بوده كه با گذشت زمان به شورگشت تغير كرده و اكنون نام روستايي كوهستاني و زيبا در 60 كيلومتري شهر نيشابور مي
کلیشادواژهنامه آزادکِلیشاد ـ ترکیب و خلاصه شده دو کلمه کُولی و شاد. این اسم به کولی های عشایری که بین شهرهای بزرگ فلات مرکزی و جنوب غربی در تردد بوده اند و با اسکان گرفتن در نزدیگ
وهیژهواژهنامه آزادVehije...vehicle از واژگان پارسى میانه؛ از این دست مى توان چنین داشت: (واژۀ ساختۀ کاربران) وهیژیدن: با وسیلۀ نقلیه تردد کردن. (واژۀ ساختۀ کاربران) وهیزش: عمل تر
بنگ بنگواژهنامه آزاد(اصفهان، سده) بَنگ بَنگ؛ صدای بلند. «سرم بنگ بنگ می کنه»، یعنی «سردرد گرفته ام»، مثلاً از صداهای بلند یا تردد در جاهای شلوغ و پر سروصدا.