بارزانواژهنامه آزادارزانی داشتن، ارزانی فرمودن، عطاکردن، بخشش کردن، انعام دادن، تقریب کردن، تقدیر کردن.
بار بلواژهنامه آزادکلمه ای با معنای خاص بیشتر با گویش خراسانی ، بیش بار آوردن ، در مزارع زعفران سالی که محصول بیش از سنوات پیش باشد کشاورزان آن سال را باربل گویند سال باربل آمد ز
هی بارواژهنامه آزادهی بار:تکرار، دوباره یا چند باره، کار و کنشی را دو یا چند بار انجام دادن، سخنی را دوباره گفتن.
نچیروانواژهنامه آزاددر زبان کردی نچیروان یعنی شکارچی. این واژه اسم نیز است.مانند نام نخست وزیر حزب دموکرات کردستان نچیروان ادریس بارزانی
بلوردواژهنامه آزادبَلوَرد:نام شهری جدید (سال 1393 به شهر تبدیل شد و پیش از این روستا بوده) در 35 کیلومتری جنوب غربی شهرستان سیرجان از توابع استان کرمان است. معنی آن به تپه گل سرخ
مانیفستواژهنامه آزادسندی است که یک حزب سیاسی منتشر میکند در این سند برنامه ها و هدفهایی را که پس از در دست گرفتن قدرت باید دنبال کند مشخص میکند (قانون) بیانیه مانیفیست ،مانیفست ،با