طویل بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ] طویل بودن، دراز (کشیده) بودن، طولانی بودن دست دراز کردن، تعدی کردن، حق نداشتن، پا ازگلیم خود فرا نهادن
طویل[کلام]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کلام]، خستهکننده، ملالآور، کسلکننده تکراری، حاشیهرونده، طولانی، بیربط همیشگی، مُفصّل، غرا، بلندبالا، طولانی، کامل