عشقبازی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت بازی کردن، 166[نزدیکی کردن، درهم افتادن، سکس داشتن، جفت شدن، تولید مثل کردن، ازدواج کردن 894]
عشقبازی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت نزدیکی کردن، درهمافتادن، سکس داشتن، جفت شدن، کام برگرفتن، همآغوشی کردن، همبستر شدن، بهوصالرسیدن، بهدیگری رسیدن، بهدیگری پیوستن، همآغوش شدن نوازش