نوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ی، قسم، جور، گونه، رقم، قلم، قماش، تایپ، سنخ، جنس، گروه ∊ نوع انسان انواع، اقسام، اقلام، اجناس طور ◄ حالت
نوعدوستانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی دوستانه، خیرخواه، انسانی لیبرال، بیغرض، دارای جهانبینی
بهترینِ نوعِ خودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ِ خود، نابغه، اعجوبه، شاگرد اول، تیزهوش، استثنایی، فوق العاده بااستعداد، فرد مهم، نمونۀ کمال، شاهکار رکوردشکن، رکورددار، پرفروش، بُت، عزیز په
عادیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم عی، نمونه، نوعی، معمولی، طبیعی، منطبقشده، منطَبَق روزمره، متعارف، عامیانه، متوسط پیشپاافتاده، قابلاغماض، بیاهمیت عوامانه، عامی، میانحال، متوسطال
انساندوستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ] انساندوستی، بشردوستی، نوعدوستی انسانیت، آدمیت خدمتگزاری، نیکخواهی منشور حقوق بشر مدینۀ فاضله، آرمانشهر، اتوپیا
انساندوستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی انساندوست، بشردوست، نوعدوست، نیکوکار مددکار اجتماعی، آدمخیرخواه ایده آلیست، معتقد بهمدینۀ فاضله، رفرمیست