طلبیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام یدن، ادعا کردن اصرار کردن، پافشاری کردن مصادره کردن سفارش دادن، نیاز داشتن، طلب کردن، خواستن، مطالبه کردن احضارکردن سفارش غذا دادن، اُر
بهمبارزه طلبیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) مبارزه طلبیدن، هماورد خواستن، رجز خواندن، ادعا کردن، حریف طلبیدن، عصیان کردن، مقاومت کردن نافرمانی کردن، سرپیچی کردن، مخالفتکر
یادگیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط دگیری، تحصیل، طلبهگری، طلبگی، شاگردی، تلمذ، تعلیم تمرین، ممارست، تکرار، عادت دادن، آمادگی اخذ، کسب خودآموزی
مناظرهکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ننده، منطقدان، روششناس، منطقی، استدلالی، طلبه، فیلسوف
دانشآموزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط دانشجو، شاگردمدرسه، محصل، طلبه، هنرجو، هنرآموز، بچهمکتبی، بچهمدرسهای
عنوان مذهبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی بی، امام، آیتاللهالعظما، آیاتِ عظام، آیتالله، حجت الاسلام والمسلمین، شیخ، طلبه اوصیا علیهالسلام