جایزهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل خلعت، صله، عطیه، مژدگانی، مشتلق، ناز ِشصت (شست)، دستخوش، اجر، انعام، جزا، پاداش غنیمت، غنایم بنای یادبود تجلیل، اعطای سردوشی، نگاهداشت جام، ک
طردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اخراج، حذف، بیرونگذاشتن تبعید، نفی بلد، محرومیت، خلع ید، مصادره عزل، اخراج، انفصال مطرود بودن، اجتماعی نبودن، انزوا، گوشه گیری تصفیه، پاکسازی، گزینش
تنزلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تنزل، پایین آوردن، کاهش، اسقاط، زوال تنزل رتبه، تحقیر، حقارت ازتخت بهزیر آوردن، خلع، سرنگونی سرکوب، تحدید، سختگیری، انقیاد کاهش فشار، فقدان هوا اُف
پیشنهاد صلحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) د صلح، اعلام صلح، خلعسلاح، آشتیکنان، آتشبس شاخۀ زیتون، پرچمسفید، پرداخت خسارت (غرامت) جنگی ازسرگیری روابط، اعاده، استرداد، ا
سرکوب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ردن، فرونشاندن، ستمراندن (کردن)، فشار آوردن، ظالمانه حکومت کردن، ظلم کردن خلع کردن، بیداد کردن، حق را گرفتن