تفکرکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام کردن، تعمق کردن، پژوهشکردن جُستن آسمانرا سیر کردن تشخیص دادن، مرور کردن بررسی کردن، صلاح مصلحتکردن
تشکرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی امتنان، ستایش، نگاهداشت شُکران نعمت، شُکر برکت، شُکر، بسمالله ◄ پرستش انعام، دِین، پاداش
اندیشمندانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام اندیشمندانه، تفکرآمیز، اندیشنده، اندیشهورز، ابتکاری فکور، تفکرکننده، اندیشناک، متفکر، بهفکرفرورفته حواسپرت، بیتوجه متوجه نوعدوستا
متمرکز کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ل] متمرکز کردن، سانتر کردن مجتمع کردن متمرکز شدن تمرکز کردن، تفکر کردن
توجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود علاقهمندی، تأمل، استغراق، تعمق، غور، تفکر، تمرکز، توجه دقیق، تدبر، موشکافی، باریکبینی، دقت نظر، تدقیق، مداقه، دقت بذلِتوجه، عنایت
معقول بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال معقول بودن، دارای قوۀ استدلالبودن، منطقی بودن، تفکر کردن
اندیشهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام ندیشه، فکر، نظر، رأی، ایده، پندار پروسۀ فکری، اندیشیدن، تفکر، تعقل، تمهید، چارهاندیشی، تدبیر شناخت، آگاهی، بینش کار فکری، شعور فعالیت