اعتدالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ] اعتدال، میانهروی، ملایمت امساک، پرهیز، قناعت، تفریط، خودداری، عصمت، پاکدامنی روزه، گیاهخواری، خامخواری، خامگیاهخواری پرهیزانه توکل، رضا ب
عدم اعتدالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سم] عدم اعتدال اسراف، زیادهروی، افراط، پرخوری، مصرفگرایی، ریختوپاش، بریزوبپاش، زیادت، نفسپرستی تفنن
عدم اعتدالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات سم] عدم اعتدال اسراف، زیادهروی، افراط، پرخوری، مصرفگرایی، ریختوپاش، بریزوبپاش، زیادت، نفسپرستی تفنن
ملایمتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ملایمت، اعتدال، نرمی، میانهروی [ راهِ میانه 625] متانت، وقر، سنگینی، وقار، سکوت، بردباری، صبر، آرامش، تهییجناپذیری تعدیل، اصلاح، تسکین تعادل، تساو
پرهیزیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ] پرهیزیدن، جانب اعتدال رارعایت کردن، پرهیز کردن میانهرو بودن، ملایم شدن روزه گرفتن، گرسنگیکشیدن قانع بودن، قناعت کردن، ساختن
مستیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ] مستی، سُکر، عدم اعتدال شُرب خمر، میگساری، عیاشی، نوشیدن شراب کِیف، بیخودی، نشئگی، خلسه سکسکه، لغزش زبان، مشکلِ سخن عربده بزم، شرب ساغرریزی خما
میانگینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ] میانگین، معدل، حد وسط ملایمت، میانهروی، میانحالی، اعتدال معدل نمرات