تعارض داشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ناسازگار بودن ۲. معارض بودن، معارضه داشتن ۳. عناد داشتن ۴. اختلاف داشتن، خلافورزیدن
ستیز کردنفرهنگ مترادف و متضادمجادله کردن، پرخاش کردن، جدال کردن، پیکار کردن، خصومت ورزیدن، معارضه کردن، کشمکش کردن، منازعه کردن، نبرد کردن
مکابرهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جدل، جروبحث ۲. زور، قهر ۳. ستیزه، معارضه ۴. جنگ کردن، ستیزه کردن، معارضه کردن ۵. خودبزرگنمایی ۶. بزرگمنشی