متزلزلفرهنگ مترادف و متضاد۱. سست، نااستوار، ناپایدار ≠ استوار ۲. لرزان، لرزنده ≠ مستحکو، قویم ۳. دودل، ، متردد، مردد ≠ مصمم
متزلزل شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. سست شدن، ضعیف شدن ۲. لرزان شدن، بهلرزه درآمدن ۳. نااستوار شدن، بیثبات شدن ۴. دودل شدن، مردد شدن، دچار تردید شدن، بهشک افتادن ۵. از هم پاشیدن
متزلزل کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیثبات کردن ۲. ناامن کردن ۳. لرزاندن، بهجنبش درآوردن، به لرزه انداختن ۴. سست کردن
تزلزلفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارتعاش، تکان، جنبش، لرزش، لرزه ۲. بیثباتی، سستی، نااستواری ≠ استواری ۳. اضطراب، بیتابی بیثبات شدن، سست شدن ۴. جنبیدن، لرزیدن
متخلخلفرهنگ مترادف و متضاددارایخللوفرج، پرمنفذ، خللوفرجدار، سوراخسوراخ، مشبک، منفذدار ≠ متراکم، متکاثف، فشرده، پرچگالی، پرتکاثف
تغییرپذیرفرهنگ مترادف و متضادبیثبات، تبدلپذیر، تبدیلپذیر، متزلزل، متغیر، ناپایدار ≠ تغییرناپذیر، تبدلناپذیر