عاملفرهنگ مترادف و متضاد۱. آژانس ۲. پیشکار، کارپرداز، کارگزار، نماینده ۳. مامور، مزدور ۴. بااثر، ثمربخش، موثر ۵. صانع، فاعل، کننده
عاقلفرهنگ مترادف و متضادباهوش، بخرد، تیزهوش، حکیم، خردمند، دانا، ذکی، رشید، زیرک، فهمیده، لبیب، هوشمند، هوشیار ≠ جاهل، نادان
سازهفرهنگ مترادف و متضاد۱. عامل، فاکتور ۲. ساختار ۳. واحد ساختار، عناصر ساختار ۴. واحد نحوی، مولفه (درجمله)