26 مدخل
دورو، سالوس، ظاهرساز، ظاهرنما، فریبنده، متظاهر، مرائی، مزور، مکار، منافق
متظاهرانه، مزورانه، منافقانه
تزویر، تظاهر، تملق، دورویی، سالوس، ظاهرنمایی، نفاق
ریاکار، غماز، فریبکار، مرائی، مزور، منافق
ریاکار، مزور، دورو، متظاهر
ریاکارانه، محیلانه، مکارانه، منافقانه ≠ مخلصانه
ریاکارانه، مزورانه
۱. ریاکاری، حیلهگری، دورویی ۲. ریاکار، حیلهگر، دورو، سالوسگر