17 مدخل
چروکیده، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن
winkling
خرد کن
ویلچر
عجیب و غریب
چشمک، چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن
winkingly