18 مدخل
پایدار
خسته شدم
گرسنگی، از گرسنگی مردن، گرسنگی کشیدن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
ستاره گرسنه
ستاره دار
فریاد زدن، گرسنگی خورده، قحطی زده
starve
starve, underfeed, undernourish
starveling, undernourished