28 مدخل
نقطه، نقطه نقطه، خال خال، مثل نقطه
puncttated
قطب نما
punctuates، نشان گذاری کردن، نقطه گذاری کردن، تاکید کردن
متناوب، نشان گذاری کردن، نقطه گذاری کردن، تاکید کردن
تعادل متناوب
punctuate