44 مدخل
مبهم است، مبهم کردن، تیره کردن، تاریک کردن، گمنام کردن
مبهم، گمنام، تیره، نامفهوم، تار، غامض، ظلمانی
مبهم
مزاحم
ترسناک، مبهم، گمنام، تیره، نامفهوم، تار، غامض، ظلمانی
مبهم بودن
obscurely
obscure, pitch-dark, stygian
obscure, unknowable, inscrutable
obscure