adjudgingدیکشنری انگلیسی به فارسیadjudge، فرض کردن، فتوی دادن، داوری کردن، محکوم کردن، دانستن، با حکم قضایی فیصل دادن
adjudgeدیکشنری انگلیسی به فارسیadjudge، فرض کردن، فتوی دادن، داوری کردن، محکوم کردن، دانستن، با حکم قضایی فیصل دادن
adjudgingدیکشنری انگلیسی به فارسیadjudge، فرض کردن، فتوی دادن، داوری کردن، محکوم کردن، دانستن، با حکم قضایی فیصل دادن