112 مدخل
doublet
cliché, engraving, etching, plate, stereotype
gravure, block
formulaic, stereotypical
daguerreotype
دوبل، لنگه، کلیجه، قرین، نوعی یل یا نیم تنه
پونچوس، کت بارانی، کلیجه امریکای جنوبی
دوبیت، لنگه، کلیجه، قرین، نوعی یل یا نیم تنه
کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن
کلیدهای، کلید خصوصی، مفتاح، کلیدی که چند قفل را باز کند