26 فرهنگ
203 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه
ماموت (دیرین شناسی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
mammoth
مارموت (جانورشناسی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
marmot
مامور
دیکشنری فارسی به انگلیسی
commissioner, emissary, officer
مامور (خودمانی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
cop
مامور آتش نشانی
دیکشنری فارسی به انگلیسی
firefighter
بیشتر
۵۳ واژه مشابه
جستوجوی متن
mimmood
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ماموت
maumets
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ماموت
mimmoud
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ماموت
maumet
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ماموت
Mammut
دیکشنری انگلیسی به فارسی
ماموت
بیشتر
۱۴۰ واژه در متن