لطیفدیکشنری فارسی به انگلیسیexquisite, fair , frail, gossamer, light, nice, silky, smooth, soft, softly, tender, thin, thin-skinned
facetiaeدیکشنری انگلیسی به فارسیfacetiae، لطایف، هزلیات، شوخی، بذله، فکاهیات، مطایبات، شوخیهای خارج از نزاکت