16 مدخل
batten, beading, groove, lace, rim
sleaze
dilapidated, moth-eaten, ramshackle, rickety, shabby, sleazy
decrepit
decrepitude, dilapidation, sleaziness
ریکیتیر، زهوار در رفته، ضعیف، سست، لق، نرم استخوان
کثیف، زهوار در رفته، ضعیف، سست، لق، نرم استخوان
فرسوده، خسته و کوفته، زهوار در رفته، کهنه، مانده، مندرس
پوشیده از، خسته و کوفته، زهوار در رفته، کهنه، فرسوده، مانده، مندرس