626 مدخل
beaten, disinclined, jaded, sick
fed
fray, pall, surfeit, tire
cloy
toot
toll
cnidarian
افسردگی
cnidoblast
cnidopod
cnidocyst
زده
زده شده، تراز کردن، مسطح کردن یاشدن، نشانه گرفتن، مسطح کردن
زده، رهن دادن، گرو گذاشتن
زده، فرود امدن، تخفیف دادن، پیاده شدن، فروکش کردن
زده شده