50 مدخل
country, land
bumpkin, churl, hick, rustic, peasant, rural, villager
rube
hillbilly, yokel
rusticate
ill-mannered
دهات، با ملاقه خالی کردن، بار کردن، بارگیری کردن
دهاتکاکت
Arcadian، ادم دهاتی، متعلق به ارکاد
روحانی، دهاتی، بسبک معماری قدیم یونان، وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
شکایت می کند، سبدگرد دهاتی، بقدر یک سبد